ج‌. اسلام‌

بررسي تاريخ طبيعي اسلامي به پنج بخش تقسيم مي‌شود: 1) مغرب‌؛ 2) عربستان‌؛ 3) عراق و مماليك‌؛ 4) تركيه‌؛ 5) ماوراءالنهر.
1. مغرب‌. دو تن اندلسي كتاب‌هايي درباره‌ٴ اسب نوشتند. مهم‌تر و معروف‌ترينشان ابن‌هذيل‌ بود كه دست‌كم سه كتاب در اين‌باره از او در دست داريم‌. ديگري عبدالله‌بن محمدبن جُزًي‌، برادر محمدبن محمدبن جزي محرر سفرنامه‌ٴ ابن‌بطوطه است‌. اسب و اسبداري از مباحث مورد علاقه‌ٴ اديبان عرب (يا مسلمان‌) بود. ((اسب‌نامه‌)) برحسب شخصيت و تحصيلات موٴلف ممكن بود از علم محض تا ادبيات محض متفاوت باشد. اگر علمي بود، توجهش ممكن بود بر تاريخ طبيعي‌، يا شكار، يا كشاورزي و گله‌داري‌، يا دام‌پزشكي تمركز يابد، يا به‌قدر كافي جامع باشد و از تمام‌ جنبه‌هاي اسب‌شناسي گفتگو كند. مهم‌ترين تأليف ابن‌هذيل تحفةالاٴنفاس نام دارد، كه در دو بخش است‌. اولي درباره‌ٴ سواركاري (از لحاظ نظامي‌) و دومي درباره‌ٴ مراقبت از اسبان و همه‌ٴ آنچه يك سواركار اشرافي ممكن است بخواهد درباره‌ٴ اسبش بداند. كتاب ابن‌جزي بيشتر جنبه‌ٴ لغوي و داستاني داشت‌.
وقتي از اندلس متوجه شمال آفريقا مي‌شويم‌، به دو فاضلي مي‌رسيم كه نامشان بر اين عصر سلطه داشت‌؛ يعني ابن‌بطوطه و ابن‌خلدون ـ تنها به آنان برمي‌خوريم و نه كس ديگر. هرچند ابن‌بطوطه طبيعيدان نبود و مانند اغلب جهانگردان مسلمان بيشتر به مردم توجه داشت تا موضوعات طبيعي‌، با اين همه سفرنامه‌ٴ مفصلش چنان سرشار از اطلاعات در مورد گياهان و جانوران است كه محقق تاريخ طبيعي بررسي آن را سودمند خواهد يافت‌. از آن‌جا كه او بيشتر به‌ خدا و انسان توجه داشت‌، باقي طبيعت ـ كاني‌ها، گياهان و جانوران ـ تنها توجه او را به نسبت‌ مفيدبودنشان براي انسان جلب مي‌كردند. وي كنجكاوي علمي نداشت‌، ولي از كنجكاوي بشري‌ فراواني برخوردار بود، كه در سراسر گزارش سفرهايش منعكس شده و آن را سخت جاندار ساخته است‌.
به‌طور اختصاصي از لحاظ گياه و جانور چندان چيزي در مورد ابن‌خلدون نمي‌توان گفت‌، جز اين‌كه تفكرات قديم اسلامي را درباره‌ٴ نردبان طبيعي‌، تكامل و هماهنگي جهان دنبال كرد.
2. عربستان‌. مشروح‌ترين رساله‌ٴ اين عصر، در زمينه‌ٴ كشاورزي به عربي تأليف شد. اين ممكن‌ است موجب شگفتي برخي خوانندگان گردد. ولي توضيح مطلب آسان است‌. آن را يكي از اعضاي سلسله‌ٴ رسولي يمن نوشت‌، به نام عباس كه با كشاورزي و با مزرعه‌داري نبطي و اسلامي به‌صورت تجربي آشنا بود. دليلي در دست نيست كه نسخه‌هاي خطي چنين كتاب‌هايي‌ در صنعا هم مانند ساير پايتخت‌هاي اسلامي گردآوري نشده باشد؛ تنها آنچه ضرورت داشت